X
تبلیغات
ماجراهای من و خورزوخان
صفحه نخست | آرشيو مطالب | پروفایل مدیر English / العربیة / French
Translate This Page To English
تبدیل هذه الصفحة إلی لسان العربیة
Traduire cette page en français
اندازه قلم: گ گ گ
:تغییر رنگ
از این قسمت می توانید رنگ این صفحه را سفارشی سازی نمایید. تنها بر روی رنگ مورد علاقه ی خود کلیک کنید.

  • سر دفتر
  • اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • صندوق پیام ها
  • صندوق پیام های پایگاه محلی برای نظرات کلی شما پیرامون پایگاه با نمایش عمومی
  • آخرین مطالب
  • مشاهده عناوین آخرین مطالب ارسال شده
  • تماس با ما
  • ارتباط آسان و سریع با پست الکترونیک من

«خورزوخان» هر ناممکنی را ممکن وکنه 
موضوع: شنبه 21 آبان1390 11:57

چن روز بید که به دلیل کمبود «گرد نخود اعلا» در برره، نتونسته بیدم «اطلاعات خیلی فوق خیلی سری» جدیدی در اختیارتون وذارم؛ ولی امروز ناب ترین گرد نخود دستم رسید. برا همین خورزوخان رو خیلی واضح تر از همیشه دیده بیدم و خودم هم سرحال تر از همیشه شده بیدم.



افشاگری امروزم در سطح خیلی کلان بید که ابروی خورزوخان رو وبره تا «من و دوستان» وتونیم در انتخابات پیروز وشیم. البته اینم وگم یکی از اعضای خانواده خورزوخان که جذب «دوبرره ها» شده گفته بید خورزوخان سال 1376 هجری شمسی با «جک استرو» وزیر خارجه وقت انگلیس در لندن دیدار داشته بید. حالا بعضیا اینو دست گرفت بیدن که «جک استرو» اون موقع وزیر خارجه نبید و 4 سال بعد وزیر خارجه شده بید. اینایی که این حرفا رو وزنن از پشت پرده پیچیده خورزوخان خبر نداشته بیدن و اگر افشاگری های امروز منو وخونن، وبینن که هرناممکنی درباره خورزوخان ممکن بید. البته ناگفته نمانه که «جک استرو» مادرزادی وزیرخارجه انگلیس بید و از نوجوانی در آپاراتی کنار «استودیوی استریوی برره» جک وزد، براهمین بهش میگن «جک استرو».

برا اینکه افشاگری بیشتری درباره خورزوخان داشته باشم، تیتروار و تند تند درباره اون افشاگری می کنم:

1- خوروزوخان 11تیر1311 هجری شمسی در پاستور با «اسداله اعلم» جلسه داشته بید و بعد از اون جلسه، «تیمورلنگ» دستور کشف حجاب زنان را صادرکرده بید.(تاریخ جلسه 2تا 11 داشته بید)

2- خورزوخان 11 اسفند 1329هجری شمسی دیداری با اوباما داشته بید و بعد از این جلسه، نفت ایران از حالت ملی خارج کرده بید و در اختیار انگلیسی ها گذاشته شده بید.(تاریخ جلسه تا مضرب 11 داشته بید، یعنی روزش که مضرب یک بید و سال این تاریخ هم مضربی از 11 به اضافه 7 بید)

3-  خورزوخان 22شهریور 1333هجری شمسی دیداری با چارلی چاپلین داشته بید و بعد از این جلسه، امپراطوری عثمانی متلاشی شده بید و کشور ترکیه شکل گرفته بید. دلیل علاقه خورزوخان به ترکیه هم همین بید. (تاریخ جلسه 2 تا مضرب 11 داشته بید)

4-  خورزوخان 11 آذر 1344، جلسه ای با احمدشاه قاجار در کاخ عالی قاپو داشته بید و اونو مجبور کرده بید استعفا وده تا بین کوروش و کریم خان زند، یکی به قدرت ورسه.(تاریخ جلسه 2 تا مضرب 11 داشته بید)

5- خورزوخان 22مهر1355 هجری شمسی در کنار اتوبان نواب بصورت کاملا سری و در داخل گاری شخصی اش، نشستی با آغامحمدخان قاجار داشته بید و پس از این جلسه رضاخان قلدر، مجلس رو به توپ بسته بید.(تاریخ جلسه 2 تا مضرب 11 داشته بید)

6- خورزوخان 22دی 1366 با «ریگان» وزیر خارجه وقت سوئد در لندن جلسه داشته بید تا دوستای من در انتخابات سال 1384 وربپرن. ای نامردا؛ آی پوریای ولی کجا بیدی؟!(تاریخ جلسه 2 تا مضرب 11 داشته بید)

7- ...

افشاگری هفتم رو برا غافلگیری خورزوخان گذاشتم برا بعد. ها. تازه؛ 7 عدد مورد علاقه «لژ خوروزوخانیا» بید؛ قبلا که گفته بیدم خورزوخانیا، ماسون بیدن. ها. اگه باور نداشته بیدید، وبینید که تاریخ همه جلسه ها شون که در بالا اشاره شده بید، 2 تا مضرب 11 داشته بید. ها. البته اسناد معتبرش هم در دفترم در خیابان منوچهری برره موجود بید؛ ها.

این خورزوخان رو دوباره دارم تار وبینم. ورم بازم گرد نخود اعلا مصرف کنم تا این خورزوخان از چنگم در نره.

پس فعلا تا افشاگری دوباره...



نوشته شده توسط نظام دوبرره | لینک ثابت |

«اعتماد به نفس نخودی» کوچولوی دوبرره 
موضوع: دوشنبه 9 آبان1390 14:29

چند روز پیش به اتفاق پسر کوچولوم به «نمایشگاه دستاوردهای رفقا و رقیبای کیانوش» رفته بیدیم. داشتیم می چرخیدیم که یک لحظه دیدم کوچولوم دستمو ول کرده و گم شده بید. این ور و اون ور رو گشتم ولی انگار آب شده بید رفته بید توی زمین.



داشتم دنبال کوچولوم می گشتم که دیدم یه جایی خیلی شلوغ بید. جلوتر رفتم؛ دیدم چند تا از رفقا و چندتا هم از رقبای کیانوش، کوچولوی من رو دور کردن و دارن ازش مصاحبه می گیرم. یکی از اونا رو کنار کشیدم و گفتم «این بچه بید چرا باهاش مصاحبه در وکنین؛ این چی میدونه چی به چیه؟!».

اون بنده خدا هم با کمال خونسردی گفت: «میخایم شادش کنیم تا خاطره خوبی از نمایشگاه داشته باشه».

جلوتر رفتم ببینم دردانه ی من، چیا گفته بید. ظاهرا نظرش رو درباره یه «بزرگی» پرسیده بیدن و کوچولوی من هم که الهی نخودهای عالم فداش، داشت می گفت: «زیر پای من یه فیل بید و زیر پای اون فیله یه آدامس بید که اون بنده خدا به آن آدامس چسبیده بید».

واقعا من به کوچولوی خودم افتخار کرده بیدم؛ تو اعتماد به نفس، به باباش رفته؛ الهی قربونش برم...

اوه اوه؛ دیدی چی شد؛ رفتن من و کوچولوم به «نمایشگاه دستاوردهای رفقا و رقیبای کیانوش» و مصاحبه کوچولوم در این نمایشگاه، طراحی خورزوخان بید. می خواست ما بریم اونجا و کوچولوی من هم یه چیزایی بگه تا افکار عمومی از خورزوخان به سمت دیگری منحرف بشه.

اصلا نوشتن این مطلب هم کار خورزوخان بید. اول من و کوچولوم رو کشوند به «نمایشگاه دستاوردهای رفقا و رقیبای کیانوش» و چند ساعتی اونجا وقتمون تلف کرد. بعد با راه اندازی مصاحبه با کوچولوم افکار عمومی رو از خودش به سمت دیگه منحرف کرد. سوم من رو مجبور کرد با مصرف بالای «نخود اعلا» این مطلب رو بنویسم و این طوری نه تنها افکار عمومی بلکه افکار من رو هم از خودش به سمت دیگه ای منحرف کرد. میدونین اگر بجای این چند تا کار، خورزوخان رو می پاییدم چند تا سند می تونستم بر علیه خورزوخان در دفترم(واقع در خیابان منوچهری برره) تنظیم کنم؟! ...

تا یادم نرفته بهتون بگم که اگه علاقه ای به مصرف «نخود اعلا» ندارید، نگران نباشید؛ شما بدون مصرف اون هم می تونید خورزوخان رو ببینید؛ فقط کافی است «یخچال آبی نوا» بخرید و شب ها وقتی خانم بچه ها خواب بیدن، درب این یخچال  رو باز کنین و با نور داخلش، خورزوخان رو ببینید؛ البته یادتون نره که بقیه چراغ های خونه باید خاموش باشه. وقتی خوروزخان رو می بینید اگه باورتون نشد اون خوروزخان بیده، در یخچال رو چند بار باز و بسته کنین، مطمئن خواهی شد که اون خورزوخان بید.

بازم دارم خورزوخان رو تار می بینم؛ برم بدنم به «نخود اعلا» نیاز داره. اگه اون رو مصرف نکنم خوروزخان رو یا نمی بینم یا تار می بینم. پس برم سراغ «نخود اعلا» ...

پس فعلا...



نوشته شده توسط نظام دوبرره | لینک ثابت |

شاخه نظامی «خورزوخان» در شرف شکل گیری + سند تصویری 
موضوع: سه شنبه 3 آبان1390 18:30

بعد از اینکه دیروز اولین مطلبم رو منتشر کردم، بی حال افتادم. هرچی هم «گرد نخود ناب» مصرف کردم فایده ای نداشته بید؛ آخه من تا حالا اینقدر فکر نکرده بیدم.

خلاصه؛ مجبور شدم برم پیش حکیم. چون قبل از رفتن به پیش حکیم، کلی «گرد نخود ناب» مصرف کرده بودم، «خورزوخان» رو به وضوح می دیدم؛ اما هرچی به حکیم، «خورزوخان» رو نشون دادم، باورنکرد همچین موجودی وجود داره...

اصرار از من و انکار از اون، تا اینکه بهم گفت: «خورزوخان» یه مساله فرعیه و اگه میخای خوب شی، باید به مسایل اصلی فکر کنی؛ به مسایلی فکر کنی که همه آدما اونو می بینن و مساله اصلی شونه...

خداییش این حکیم بین حکیما تکه و سرتر از همشونه ولی نمی دونم چرا اصلی ترین موضوع بشریت رو میگه فرعیه؛ اصلا مگه میشه به «خورزوخان» فکر نکرد؛ اصلا اگه به «خورزوخان» فکر نکنم پس به چی فکر کنم؟! ...

میگن تو ترکیه زلزله اومده؛ من شک نداشته بیدم که «خورزوخان» دست داشته تو این زلزله...

میگن «گلرخ» عاشق «مرتضی» شده؛ شک نکنین که کار «خورزوخان» بوده وگرنه دختربچه مدرسه ای رو چه به عشق و عاشقی؟! اصلا آدمی زاد رو چه به عشق و عاشقی؟! ...

میگن «تخم مرغ» گرون شده؛ بی شک کار «خورزوخان» بیده؛ چون از بس به این جنس مونث بها میده، مرغ ها رو هم پررو کرده بید...

میگن جوونا کار ندارن؛ من شک ندارم عاملش «خورزوخان» بید؛ چون من هرجا میرم «خورزوخان» رو میبینم؛ لابد تمام شغلای مملکتم اون اشغال کرده بید که کار نیست برای جوونا...

میگن مشکل مسکن داریم؛ قطعا بازم بخاطر «خورزوخان» بید چون گفتم که هرجا میرم اونو میبینم، پس همه فضای مملکت رو اشغال کرده بید ...

اصلا یه خط کش بدم دستتون. اگه یک کاری انجام شد و شخص شخیص بنده یعنی «نظام دوبرره» خوشم اومد، مطمئن باشید «خورزوخان» مخالف اون کاره؛ اگر هم شما «خورزوخان» رونمی بینید که مخالفتش هم ببینید، حرف من براتون سند باشه.  اگه هم شخص شخیص بنده از اون کار خوشم نیومد یا اون کار، کار ضایعی بید، بدونید این کار قطعا تحت حمایت «خورزوخان» بیده...



بگذریم؛ سوختم داره تموم میشه. پس سریع چند تا افشاگری علیه «خورزوخان» داشته باشم. بنده اسنادی در دست دارم که در دفترکارم واقع در خیابان منوچهری برره موجود بید که نشون میدن «خورزوخان» میخاد شاخه نظامی شو راه بندازه. تصویر بالا هم تصویر بخشی از مهمات این شاخه است. «خورزوخان» تا حالا شاخه های سیاسی، فرهنگی هنری، رسانه ای، اقتصادیش رو راه انداخته بید و حالا شاخه نظامی هم اونا اضافه شده بید. باور کنید راست گفته بیدم. «خورزوخان» خودش بهم پیشنهاد ریاست این شاخه رو داد ولی قبول نکردم.

باور ندارید؟! پس صبر کنین شب 4شنبه سوری بهتون میگم. اون وقتی که اعضای شاخه نظامی «خورزوخان» اومدم آسفالت خیابونا رو با میخ سوراخ کردن و توی اون سوراخ، گوگرد سر کبریت ریختن و میخ رو کردن تو اون سوراخ و بعدش هم اصول «پوریای ولی» یادشون رفت و با پرت کردن سنگ بر سر میخ بیچاره، صداهای ناهنجار درکردن یا سیگارت انداختن یا فشفشه روشن کردن، اونوقت به حرف امروز من می رسید...

وای خدا انرژیم تموم شد؛ سرم داره گیج میره؛ «خورزوخان» رو دارم تار می بیننم؛ برم بازم «گرد نخود اعلاء و ناب» مصرف کنم تا دوباره «خورزوخان» رو واضح ببینم و بتونم توطئه هاشو خنثی کنم...

پس فعلا ...



نوشته شده توسط نظام دوبرره | لینک ثابت |

«خورزوخان» کی بید؟ 
موضوع: دوشنبه 2 آبان1390 14:31
«خورزوخان» یا همون جریان انحرافی خودمون، موجود عجیبی بید؛ چون:
1- من میبینمش ولی بقیه نمی بیننش؛ اگر هم کسی میگه «خورزوخان» وجود داره به اعتماد گفته های من بید؛ تازه بعضی از اینا که ندیدنش ولی با اعتماد به میگن هست، کلی تحلیل درباره «خورزوخان» داشته بیدن...


2- «خورزوخان» هم راست بید هم چپ؛ نه چپ بید نه راست؛ هم بهایی بید هم انجمن حجتیه ای؛ اصلا هم مهم نیست راست مخالف چپ بید یا انجمن حجتیه زمانی اسمش انجمن ضدبهاییت بیده؛ اصلا این «خورزوخان» همه چیز بید ...

3- بابای «خورزوخان» تند تند میره هند برای دیدن مرتاض 90میلیون ساله(90 بخاطر امسال، میلیون بخاطر اینکه مقابل شاگردای خورزوخانشناسم کم نیارم؛ بالاخره استادی گفتن، شاگردی گفتن)...

4- نسل «خورزوخان» حدود 6-7 سال بید که کشف شده ولی مدت اثرگذاری این موجودات به ماقبل تاریخ برگشته بید؛ اصلا کی میگه «شیطان» آدم و حوا را منحرف کرد؟! من که میگم کار «خورزوخان» بید...

5- تمام دزدی های عالم از «اختلاس چند صد هزار تلیارد دلاری» تا «دزدی کاسه بشقاب»، کار «خورزوخان» بید. پس اگه خودکارتون رو گم کردید شک نکنید «خورزوخان» دزدیدتش...

6- تمام بدبختی های عالم تقصیر «خورزوخان» بید؛ پس شک نکنید «خورزوخان» در قحطی سومالی هم دست داشتن...

7- «خورزوخان» میخاد با روش «فرهنگی» جوانان عالم رو منحرف کنه؛ باور ندارین؟! پس چرا بابای «خورزوخان» با بازیگرای زن جلسه میذاره؟! اصلا این بازیگرا بخصوص بازیگرای زن، خودشون از نسل «خورزوخان» بیدن ....

8- «خورزوخان» معتقد به تولید مثل انسان از طریق «نزدیکی» بید؛ پس دیدید میخان بی حیایی را ترویج بکنن؛ تازه! زیادشدن جمعیت کشور را هم در این راستا پیگیری کرده بیدن؛ اگر واقعا نگران انقراض نسل ایرانی ها هستن، مگه نمیشه تولیدمثل از طریق «گرد افشانی» را پیگیری کرد؟! ...

9- «خورزوخان»معتقد بید قیام های اخیر، «بیداری انسانی» بیدن؛ کی گفته انسانی بیدن؟! این همه آدم علیه چند نفر آدم که زحمت حکومت رو میکشن - حالا گیرم دیکتاتور - قیام کردن، چندنفر به چند نفر؟! این حرکت انسانی است؟! «پوریای ولی» کجایی؟! ...

10- «خورزوخان» علاقه ویژه به نام «ایران» داشته بید و هی دم از «مکتب ایران» زده بید؛ البته اسنادی در دفتر بنده واقع در خیابان منوچهری شهر برلین اتیوپی موجود است که «خورزوخان» با ترویج «مکتب ایران» میخاد «کوروش» رو زنده کنه و بعد بگن «ما مرده رو زنده میکنیم» تا بعدش بتونن رای مردم رو جمع کنن و برن مجلس...

«10+1»- نوشتم «1+10» چون 11 عدد فراماسونرها بید. «خورزوخان» همه چیزش به عدد 11 ختم شده بید؛ گفتم که چون 11 عدد مقدس فراماسونرها بید؛ پس بابای «خورزوخان»  فراماسونر بید. البته اگه دیدین «یه چیز» حتی «همه» چیز «خورزوخان» به 11 نرسید، خودتون یه طوری زحمتشو بکشین برسونینش...



اوف خسته شدم. برا امروز کافی بید. برم یک مقدار گرد نخود بخورم تا «خورزوخان» رو واضح تر ببینم. پس فعلا...


نوشته شده توسط نظام دوبرره | لینک ثابت |



استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب


فال حافظ



ابزار چت روم

چت روم


تبادل لینک
لینکدونی روزانه - وبگردی آسان با لینکدونی داغترین اخبار ایران و جهان
اگر مطالب این وبلاگ را دوست دارید و آن را دنبال می کنید به شما پیشنهاد می‌کنم این کار را با استفاده از خوراک انجام دهید تا درکنار اطلاع سریع از به‌روز رسانی وبلاگ بدون مراجعه به وبلاگ مطالب را بخوانید.
خوراک
Copyright 2011 - barare.blogfa.com & Designer: GoleNarges Association